آقا براتالله از زمانی که نوجوان بود، کار شاگردی را در پیراهندوزی شروع کرد و خاطرههای تلخ و شیرین بسیاری از آن روزها دارد. اما تعقیب و گریزش از دست مأموران دوچرخهبگیر و رفتار جنجالی استادکارش را از خاطر نمیبرد.
هفده شهریور تا سال ۱۳۴۰ مزرعه سرسبزی بود خارج از دروازه شهر که در آن کشت و زرع میشد. به تدریج ساختمانهای مسکونی و اماکن تجاری جایگزین شدند. میدان ۱۷شهریور پیش ازانقلاب به «کوروش» معروف بود، اما سال ۱۳۵۸ بهدلیل واقعه جمعه سیاه،به۱۷شهریور تغییرنام پیدا کرد. برجهای تجاری مزیتهای گردشگری این محله است.
فردین عبودی، نوجوان هنرمند و هممحلهای ما، ساکن محله ۱۷ شهریور است که از پنجسالگی تمام رویاهای کودکیاش را با کشیدن طرحهای مناظر بیجان و آثار باستانی میگذراند.
سرای «کفش» هفده شهریور مشهد یکی از اصلیترین باراندازهای کفش کشور است. علاوهبر تأمین نیاز بازار کفش مشهد، شاهراهی برای ارسال کفش به استانهای مجاور همچون یزد، کرمان و حتی بوشهر به شمار میآید.
فخری سادات مشهدی، زنی مطالبهگر است که از ۳۷ سال قبل در محله هفده شهریور ساکن است. تماسهای او برای رفع مشکلات محله و حتی شهرمان است. او برای رفع مشکل مدنظرش آنقدر پیگیری میکند تا نتیجه مطلوب حاصل شود.
خانم حسینی وقتی درباره لقمه خوراکی بچهها پرسوجو میکند، متوجه میشود لقمه یکی آنها بجای کره و مربا؛ روغن جامد و شربت سرماخوردگی است. همین اتفاق زمینه یک کار خوب را در مدرسه رقم میزند.
حدادطوسی زمان انقلاب تقریبا بیستوچهار ساله بود و در خیلی از وقایع مهم مشهد حضور داشت. او که به وزیر شعار مشهد معروف بود میگوید: مهمترين و اصليترين شعارمان «ا...اكبر» بود.
زهرا یعقوبی، هنرمند زیردست محله ۱۷ شهریور است که از هر انگشتش یک هنر میریزد، طراحی لباس، دوخت و دوز، نقاشی تابلو و... هنرهایی است که از دست زهرا برمی آید.